خرید بک لینک

درباره سایت

صادق باش

امکانات وب

بدترین دشمن برای هر آدمی، خودشه! اونجا که باید رها کنی، اما نمیکنی. باید پای خواستت بایستی، اما نمیایستی. نباید مدام خودت رو سرزنش کنی، اما میکنی. گاهی وقتا آدما دشمنیشون رو میکنن و میرن، ولی ما به جاشون دشمنی رو با خودمون ادامه میدیم. رنج اینجاس که نمیفهمنت بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی، یعنی قلبش داره مچاله میشه ها، ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی.اما مگه قلب حالیشه؟ وقتی دیگه صلحی نباشه بین عقل و قلبت، انگار لای منگنه ای، چون نه مغزت قلب داره، و نه قلبت مغز،امیدوارم یه روز عمیقا بفهمی که با من چیکار کردی خیلی افسوس خوردم به گذشته خیلی رنج کشیدم خیلی تاوان دادم ولی اینم میدونم هیچ میزانی از افسوس کشیدن نمیتونه گذشته رو تغییر بده 6 ماه جزو خونواده همدیگه بودیم ولی من تورو از 21 سالگی زندگی کردم تا الانم شاید من برای تو تموم شده باشم ولی تو مثل یه زخم عمیق تا آخر عمرم تو دلم میمونی نتونستم فراموشت کنم برای از دست دادن تو تا همین الان خودمو به بدترین شکل ممکن تنبیه کردم مطمئنم که هیچوقت نمیتونی درک کنی چون تو اصلا از اول هم درک آنچنانی نداشتی تو به من از جلو خونواده ایستادنی منت میذاری که حداقل حقی بود که تو در قبال من داشتی اما یه سوالمو هیچوقت به جواب نرسیدم که کدوم جلو خونواده وایستادن رو میگی چرا من هیچی یادم نمیاد؟؟؟اون همه آبروریزی کردین بعد جدای به تک تک فامیلامون زنگ زدی که آبرورمو ببری البته تبریک میگم انصافا هم موفق شده بودی، مطمئنم تا همین الانشم میفهمی ضرر کردم از لحاظ مالی پایین موندم از ته دلت خوشحال م

برچسب: نویسنده: یگانه کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 16:19

یادش بخیر چه روزایی بود، اونموقع ها خوشحال از خواب بیدار میشدم، همه چی برام حس خوب میداد همه چی

مینا تو منو سحری بیدار میکردی خیییییلی کیف میکردم

برچسب: نویسنده: یگانه کاظمیان تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:39

آره گذشت دیگه.....

نیهادم خوبه اما انقد جدیدا شلوغ شده که نگو به زور به من میگه بابا، هر وقت میرسم خونه اول باید یه ساعت بغلم بچرخونم بعدش شاید بذاره بشینم

جمعه ها آره جمع میشیم، چرا خوشت نمیومد؟

برچسب: نویسنده: یگانه کاظمیان تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:39

از اینکه جمعه ها جمع میشدیم

برچسب: نویسنده: یگانه کاظمیان تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:39

صفحه بندی